تاريخ : سه شنبه 27 اسفند1387 ساعت: 2:31 بعد از ظهر


تاريخ : دوشنبه 12 اسفند1387 ساعت: 2:22 بعد از ظهر

# ساعت 23 شب است. خسته و کوفته در انتهای روزمرگی هایم حدود 60 پله را شتابان طی می نمایم و آپارتمان بی آسانسور را مطابق همیشه لعنت می فرستم. دینگ! دینگ! ...!
صدای پاپا گویان ته تغاری 21 ماهه که بیدار مانده است به گوش می رسد و وقتی درب منزل باز می شود، مهربانانه دستم را می گیرد و خود را در آغوشم می اندازد. نیم نگاهی به دستانم دارد!. شکلاتی را تقدیمش می کنم و بغل کنان و یا دست در دستان پر مهر و صفایش حلقه کرده و به اتاقم می رویم. اگر هانیه بغلم باشد؛ پایین می گذارمش تا دگمه های پیراهنم را باز کنم. دستان کوچکش به دگمه های پیراهنم نمی رسد!. اما یک پایم را مثل لک لک بلند می کند!. دست های فرشته گونه اش، جوراب هایم را یکی یکی از پایم خارج می کند!. خستگی یک روز کسل کننده با حلاوت شیرین کاری هانیه از وجودم رخت بر می بندد و مشکلات را با لباس هایم بر جالباسی آویزان می کنم و عشق بازی را با او آغاز می نمایم!. دختر رحمت است!. بارالها! سپاس!

فائزه
# شیرین زبانی و رک گویی و صراحت لهجه فائزه زبانزد نزدیکان است. هنگامیکه بدقولی می کنم؛ رک و صریح می گوید: بابا! خیلی نامردی!(تعارف با کسی نداره)!.
شخصیت کاریزماتیک فائزه؛ او را محبوب و دوست داشتنی کرده است و در 7 سالگی اش فوق العاده زیرک و همه چیز دان!. وقتی برای اولین بار با همسرم و هانیه عازم سفر شدیم و نظر به مدارس بچه ها آنها را به امانت نزد خاله شان گذاشتیم، وی بینهایت بغض کرده بود. شب هنگام و به محض رسیدن به تهران مخصوصا به فائزه زنگ زدم. صدایش می لرزید و تاب نیاورد و زد زیر گریه!. دلداری اش دادم که بزودی بر می گردیم و البته کادویی نیز تقدیم حضورش خواهیم کرد!
پرسیدم:خب فائزه جان! خودت بگو کادو چی برات بخرم؟!. و او هق هق کنان با صداقت کودکانه اش در پاسخ گفت:« هیچی نمی خوام برام بیاری! من فقط تو رو می خوام!!».
قلبم لرزید!. دختر رحمت است! بارالها! سپاس!
# اما مائده در 12 سالگی اش انصافا نعمت آسمانی ای است که از خوان بی انتهای بهشت نصیب ما شده است. پاره تنم؛ سرویس مدرسه ندارد که البته تعمدا بخاطر وزن اضافی اش و پیاده روی اجباری این ترفند را بکار برده ام!. هیچ وقت هم شکوه و شکایتی از اینکه چرا فائزه با سرویس به مدرسه می رود، ندارد. خودمانیم اما در روزهای سرد و یا باران و برفی، خودم وی را به مدرسه می رسانم.
داشتم عکسهای یک گزارش تصویری رو وارد سیستم می کردم تا با جداسازی مناسب برای روزنامه ایمیل کنم. هوا ابری و بشدت باران می بارید. در مشغله کاری ام به ناگهان تلنگر همسرم را شنیدم که گفت: ساعت 30/12 است!. دگرگون و متغیر شدم!. در خانه تکانی پایان سال، او هم فراموش کرده بود تا سفارش من را اجابت و ساعت آوردن مائده را یادآوری نماید. دیر شده بود و مائده در بین راه بود!. دلم مثل سیر و سرکه می جوشید و بخاطر سهل انگاری ام از خودم بدم می آمد!. دقایقی بعد که وارد منزل شد؛ چادرش لیج آب شده بود!. پس از سلام نگاه معناداری کرد و...!
آن روز حتی لقمه های ناهارم را در عذاب وجدان این غفلت فرو می بردم!.
دختر رحمت است! بارالها! سپاس!
تاريخ : شنبه 3 اسفند1387 ساعت: 10:24 بعد از ظهر
فرارسيدن ايام رحلت جانسوز خورشيد سلسله انبياء حضرت ختمي مرتبت، محمد مصطفي(ص)
و شهادت فرزندان بزرگوارش ، امام حسن مجتبي(ع) و آقا علی بن موسی الرضا(ع) بر عموم مسلمانان جهان تسليت باد
از حدود دو ماه قبل و همزمان با سالگرد تاسیس روزنامه وزین «قدس»؛ با خلاقیت و ابتکار مدیر مسئول، سردبیر و گروه «خراسان امروز» این روزنامه، سلسله نشستهای پیگیری مشکلات محلات مشهد، پایه گذاری گردید. بدون اغراق می توان این اقدام موفقیت آمیز را نه تنها کم نظیر بلکه در نوع خود بی نظیر دانست که می تواند الگو و سرمشق سایر جراید کشوری و محلی در جهت خدمتگزاری خالصانه به محرومان و مستضعفان قرار گیرد. تاکنون سه جلسه از این سلسله جلسات جنبه ی عملی بخود گرفته و مورد استقبال چشمگیر سایر مناطق نابرخوردار و محروم و حتی برخوردار مشهد واقع شده که بر اساس برنامه زمان بندی شده در دستور کار قرار گرفته است.
نحوه ی اجرای این طرح خداپسندانه بدین گونه است که پس از دریافت درخواستهای مردمی توسط روزنامه، گروه خبری «خراسان امروز» بعنوان خادمین رسانه ای آقا علی بن موسی الرضا(ع) و البته به نمایندگی از جامعه رسانه ای و مطبوعاتی ایران اسلامی، بازدیدی از آن محله به عمل آورده و اقدام به شناسایی کمبودها، معضلات و ناهنجاری ها در قالب گزارش و تصویر در تمامی حوزه ها می نمایند. در گام بعدی، تاریخی برای نشست مذکور مشخص و با درج اطلاعیه، تراکت و نصب پارچه نوشته هایی در آن محل، اطلاع رسانی می شود و البته تمامی نشستها نیز با محوریت مساجد برگزار می شود. پنهان نماند که اطلاع رسانی از ناحیه خود روزنامه نیز اعمال می شود و در صفحات اصلی، زمان و مکان جلسه به اطلاع عموم می رسد. سپس از تمامی مسئولین شهری که به نوعی در رفع مشکل و معضل احتمالی دخیل بوده دعوت به عمل آورده که تاکنون نیز با استقبال و مشارکت قاطع مدیران مواجه شده است. می توان از مدیران منطقه ای شهرداری و سازمان های آب، برق و گاز و کلانتری محل بعنوان اعضای ثابت جلسه نام برد و البته نماینده ای نیز از سوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی شهر و اعضای شورای اسلامی شهر بعنوان ناظر بر جلسات فوق؛ مدیر مسئول، سردبیر و خبرنگاران «خراسان امروز» روزنامه وزین قدس را همراهی می نمایند. با توجه به آمادگی نسبی گروه خبری روزنامه که از قبل در قالب گزارش، عکس و مصاحبه پیش بینی شده؛ با حضور شهروندان و مسئولان و نمایندگان ناظر، این معضلات و کمبودها و نارسائیها مورد بررسی و شور و مشورت قرار گرفته و تصمیمات و دستورات مقتضی در جهت رفع آنها اتخاذ می شود. در نهایت نیز گزارش تفصیلی نشست در روزنامه به همراه مصوبات جلسه به اطلاع شهروندان مشهدی می رسد.
این دستآورد مثبت در سال نوآوری و شکوفایی سبب شده تا روزنامه قدس از سوی مسئولان شهر مشهد مورد تقدیر و تشکر قرار گیرد. روزنامه قدس وابسته به آستان قدس رضوی در 28 آذر ماه 1366 برای نخستین بار بر روی دکه های مطبوعاتی استان خراسان دیده شد و بعنوان نخستین روزنامه محلی در سال 1375 با چاپ همزمان در تهران و مشهد با انتشار سراسری خود به جرگه جراید کشوری پیوست.





