تاريخ : چهارشنبه 20 آذر1387 ساعت: 11:50 بعد از ظهر
|
احمد فياض | |
|
| |
تاريخ : چهارشنبه 13 آذر1387 ساعت: 9:20 قبل از ظهر
در راستای خیزش وبلاگی حمایت از غزه نشینان و با تشکر از دوستان رجانیوز
در حالیکه محاصره ی اقتصادی بیرحمانه ی غزه وارد سی امین روز خود می شود، در حالیکه فاجعه انسانی در غزه بیداد می کند، در حالیکه زمستان زودتر از سالهای قبل در غزه خودنمایی می کند، در حالیکه سورتمه ی عبوری پاپا نوئلهای کریسمس بسرعت از روی برفهای قبر موازین حقوق بشری می گذرند تا مبادا رسوایی مرگشان، فجایع غزه را عیان سازد، در حالیکه سکوت مجامع بین المللی در هیجان جشنهای کریسمس به چشم نمی آید، در حالیکه بیمارستانهای غزه بدون برق و دارو، خانه ها بدون سوخت، نانوائی ها بدون آرد، مغازه ها بدون آذوقه هستند، در حالیکه صهیونیستها محموله ی شیرخشک کودکان را نابود کردند، در حالیکه جان یک و نیم میلیون نفر ساکن غزه؛ کادوی مفرح سال نو میلادی ساکنین دهکده ی جهانی مک لوهان می شود، در حالیکه اوباما کابینه ی خود را برای پنهان کاری فجایع انسانی نوار غزه؛ با بوق و کرنا می چیند، در حالیکه اوباما با انتخاب هیلاری در جایگاه وزارت مهر تاییدی بر عملکرد صهیونیست می زند، در حالیکه سران فربه ی عرب در ماتم سیر نزولی قیمت نفت اندکی لاغر گشته اند و در حالیکه... ما نیز به پای برنامه پرمخاطب «نود» نشسته و آنچه را که نباید دید، متاسفانه نظاره گر شدیم!.

ناخودآگاه یاد تیتر خبرگزاریهایی افتادم که در آن از انتقاد همرزم شهید همت از شهردار تهران سخن رانده بودند. طبیعی است وقتی آن یادگار دوران دفاع مقدس در کسوت سرداری اش از جمع آوری زنان فاسد با عنوان « طرح جهادی» نام می برد و اینچنین ناله ی حزین سردار سعید قاسمی را بلند می نماید، اینک نیز باید شاهد قمه کشی وقیحانه ی دو یادگاری دیگر که از قضا کسوت سرداری و سرهنگی را به یدک کشیده، باشیم و لاجرم همصدا با حاج سعید فریاد اعتراض برآوریم!.
سردار صلاحی! هنگامیکه شما در کمیته ی انضباطی هیئت فوتبال بخاطر منافع اقتصادی خود و به نفع حرکت غیراخلاقی خداداد گریستید؛ ما نیز گریستیم که ما را چه شده است؟!. غزه باید نیز تنها باشد؛ چرا که ما تاکنون برای غزه و غزه نشینانش نگریستیم!.
سرهنگ جعفری! هنگامیکه شما نیز بعنوان یادگار دیگری درعرصه ی رزم؛ دم از محو خداداد زدید، ما باز هم فغان برآوردیم که چرا همسنگران شهدا در این برهه ی سخت غزه، دم از محو اسرائیل نمی زنند؟!.
دشمن چه موذیانه ما را به جان هم انداخته تا بدانجا که در یکی از پرمخاطبترین برنامه های رسانه ملی شاهد جدال شرم آور دو یادگار دوران دفاع مقدسی باشیم که یکی می گوید:«این است سردار مملکت!» و دیگری خطاب به «سرهنگ» می گوید:« شیشلیک خور!». در حالیکه غزه....!!
یادمان باشد که چفیه، بیرق همیشه جاودان جبهه های خمینی است. یادمان باشد که سرداری و سرهنگی همواره بر دوش علمداران نهضت خمینی است!.
برادران...! چطور غزه را فراموش کردید و بعنوان تنها امید آن محصورین این چنین تیغ کین بر روی هم کشیدید؟!. سردار و سرهنگ نماد مبارزه در عرصه ی استکبار ستیزی است که نباید چون واژه ی مقدس «جهاد»، بازیچه ی ادبیات سیاسی و اقتصادی ما شود. اگر نمی توانید این امانت سترگ را بر شانه های خاکی گذشته ی خود و غیر خاکی حال، تحمل نمایید آن را بازپس دهید که غزه تنها است!. مگر نه اینکه مقتدای بسیجیان دهر، علی (ع) حمایت از مظلوم را از سفارشهای ماندگار خود می داند!. « . . . كونا للظالم خصما و للمظلوم عونا » . با ستمگر دشمن و با ستمدیده یاور باشید. مگر عهد نبستیم که به پیروی از فرمایشات مولا، جهاد و برخورد با ظالم و حمایت از مظلوم را به عنوان وصفی ثابت و ماندگار، در جان و روح مان نافذ گردانیم. ما را چه می شود که در آزادیخواهی و ستم ستیزی حال به حال شده و در گروه مذبذبین جای گرفته ایم؟!.
سربازان امام راحل(ره)! بیاد آوریم که امام بزرگوار مان مکلف فرمود که «تکلیف اسلامی مسلمانان است که اگر کسی مظلوم واقع شد باید به کمکش کرد» و یا « ما وظیفه داریم پشتیبان مظلوم و دشمن ظالم باشیم».
در پناه رشادتها و جانفشانی ها و ایثارگریهای یلان ایران زمین دو مفهوم جهاد و شهادت برای صهیونیست ها به کابوسی مبدل و چون خوره بر جانشان فتاده بود اما پناه بر خدا که آیا جسارت و تهور آنان در ادامه ی محاصره ی غزه محصول ترک جهاد و شهادت ماست؟!.
آری! غزه باید تنها بماند مادامیکه ما در هیجان مستطیل سبز در تشابه ضارب و مضروب بعنوان اسرائیلیان و فلسطینیان بر کلام خبرنگار مجروح پوزخندی زده و خندیدیم!. غربت غزه مضاعف می شود آنگاه که خبرنگار مضروب می گوید:« خداداد و همدستانش چون اسرائیلیان که وحشیانه فلسطینیان را کتک می زنند بر من حمله ور شده و...!». و من بخود می آیم و تراژدی تلخ غزه را بیاد می آورم و به سردار قاسمی می گویم که سخن از دل ما می گویی که « مبارز بودن و رفاه طلبي با هم مغايرت دارند».
«نود»، به پایان می رسد و من برای 800 هزار فلسطینی زیر خط فقر مطلق! قلم بر می دارم و می نویسم تا شاید تلنگری باشد بر رسالت فراموش شده ای که برایش هم قسم شده بودیم. بغضم را رها نموده و با جوهر اشک از صدها کودکی که به دلیل نرسیدن دارو و غذا با مرگ دست و پنجه نرم می کنند؛ می نویسم. می نویسم که کودکان غزه در انتظار آب و تکه ای نان جان می دهند اما همچنان فریادرسی برای آنها وجود ندارد و غزه همچنان تنهاست!!!.
سردار صلاحی:مدیر عامل باشگاه پیام مشهد
سرهنگ جعفری: مدیرعامل باشگاه فجر مقاوت سپاسی شیراز
تاريخ : جمعه 8 آذر1387 ساعت: 10:53 بعد از ظهر
|
* احمد فياض | |
|
| |