تاريخ : شنبه 6 مهر1387 ساعت: 7:5 قبل از ظهر
سلام بر تمامی دوستان این کلبه ی وبلاگی!
حدود دو سال و نیم این وبلاگ، با تلاش خواهر محترمه ام خانم افسانه صادقی که همینجا خاضعانه نیز سپاسگزاری می نمایم بنام نامی یوسف زهراء با محوریت شطحیاتی که در روزنامه قدس ستون حرفهای انتظار درج می شد؛ در عرصه وبلاگ نویسی فعال بود. گرچه بعضا نیز سایر مقالاتم و حتی اندیشه های فردی ام را نیز چاشنی می نمودم اما اکنون نیاز به استراحتی در خود می بینم که تا مدتی در جمع دوستان پر خاطره ام نباشم. طبیعی است که دوری از این امر و مفارقت از آن سخت می باشد و ترک انس به دوستان امری جانکاه و بیش از آن نیز دوری از این وبلاگ که عطر یاس در آن پیچیده سخت و حقیقتا محزون است اما احساس می نمایم تا در عرصه ی نوشتن و تحقیق و مطالعه و دمی استراحت نیاز به تحول و تنوعی است. می خواهم بیشتر وقت خود را به امر نویسندگی و روزنامه نگاری بگذرانم تا گذشت زمان خود تصمیمی دیگر برایم رقم زند. اینکه ایا در آینده همین وبلاگ رو ادامه داده و یا وبلاگی دیگر برگزینم مشخص نیست و تا چه مدت نباشم بر خودم نیز پنهان است اما قطعا مستمرا از تمامی دوستان سر خواهم زد و فراموشتان نخواهم نمود.
خدانگهدار و به امید دیدار مجدد در کلبه ی وبلاگی ام
ترک تحصیل ارمغان غفلت از مدارس روستایی!
درج در روزنامه قدس امروز ششم مهرماه ۱۳۸۷ با لينك زیر
|
مقام معظم رهبري، در پيام نوروزي خود، همزمان با آغاز بهار طبيعت و فصل رويش و شكوفايي، سال 1387 را سال «نوآوري و شكوفايي» ناميدند. براي نيل به اين هدف نمي توان بسادگي از دو اصل بسيار مهم يعني پيشرفت و عدالت عبور نمود. در واقع ورود به عرصه رشد و عدالت در گرو نوآوري، خلاقيت و ابتكار در روشها شكل مي پذيرد. پيشرفت و عدالت در عرصه نظام آموزش و پرورش و تعليم و تربيت نيزاز جمله هدفهاي ثابت و بدون خدشه نظام جمهوري اسلامي مي باشد. نوآوري و شكوفايي در عرصه آموزش و پرورش را مي توان از جهات متعدد مدنظر، واكاوي و مورد نقد و بررسي قرار داد، اما در اينجا تلاش مي گردد با نگاهي نو به نقش و جايگاه واقعي مدارس روستايي در عرصه شكوفايي نگريسته شود، زيرا به نظر مي رسد نوآوري و شكوفايي در اين عرصه مورد غفلت و فراموشي دست اندركاران قرار گرفته است. بنا بر آمار تنها در خراسان رضوي 34 هزار و 574 دانش آموز در روستا ها مشغول به تحصيل بوده كه 28/56 درصد از كل دانش آموزان استان را تشكيل مي دهند. در استانهاي خراسان شمالي و جنوبي با درنظر گرفتن شرايط اقليمي و منطقه اي اين رقم به بيش از 50 درصد افزايش مي يابد. اين آمار جداي از دانش آموزان عشايري استانها مي باشد. طبيعتا با در نظر گرفتن آمار فوق نمي توان منكر جايگاه و نقش اساسي مدارس روستايي كه عمدتا نيز غير برخوردار مي باشند در نظام آموزشي استانهاي خراسان شد. اكنون به دليل رشد فزاينده فناوري رسانه هاي ديداري و شنيداري مانند راديو و تلويزيون نمي توان تنها نيازهاي آب و برق و گاز و تلفن و شبكه آبرساني بهداشتي را مطالبات مشروع روستاييان فرض نمود. اينك كسب علم و دانش و ارتقاي سطح علمي و تقويت بنيان مهارتهاي نظري و فني و آموزشي از عمده دلايل گرايشهاي مهاجرت روستاييان به كلانشهرها بوده و ضعف و كمبودهاي فراوان در اين عرصه موجب ترك تحصيل تعداد زيادي از دانش آموزان مناطق روستايي و عشايري و محروم نمودن آنان از تحصيل مي باشد. اما پرسش اساسي كه مطرح مي شود اينكه مباني و راهكارهاي نوين و ابتكاري كه مقدمه شكوفايي مدارس روستايي كه لازمه تحقق عدالت در نظام آموزشي و ايجاد فرصتهاي آموزشي برابر در شهر و روستاست؛ چيست؟! مقام معظم رهبري بارها در بيانات گهربار خود از عبارت«مهندسي فرهنگ» بهره جسته و طبيعي است كه علم مهندسي نيز بر پايه دو بعد سخت افزاري و نرم افزاري بنا شده است. بنابراين مي توان نوآوري و خلاقيت و شكوفايي را در نظام آموزشي مدارس روستايي در سطح كشور و همچنين استانهاي خراسان بر مبناي اين دو اصل مورد تجزيه و تحليل قرار داد كه به برخي از آنها اشاره مي شود. الف) مجتمع آموزشي استاندارد: در سرانه زيربناهاي مدارس، خراسان رضوي با 4/62 درصد وضعيت مناسبي ندارد و استان يزد با 7/8 درصد از بهترين سرانه فضاي آموزشي كشور برخوردار است. حال و روز استانهاي خراسان شمالي و جنوبي نيز بهتر نبوده و به دليل بافت اقليمي و مرزي بودن تعدادي از روستاهاي استانهاي ياد شده، اين سرانه در همين حدود مي باشد. جالب است بدانيم به لحاظ تراكم دانش آموزي در روستاها رتبه 26 كشوري را اخذ نموده ايم. در خراسان شمالي كمبود آموزشگاه و فرسودگي فضاهاي آموزشي از جمله عوامل اصلي بازماندن از تحصيل دانش آموزان روستايي مي باشد.به نظر مي رسد اقدامهاي جدي در زمينه افزايش ضريب مقاومت مدارس روستايي، احداث مجتمعهاي آموزشي متناسب با پراكندگي جمعيت دانش آموزي در اين استانها با رعايت شرايط استاندارد هرچه سريعتربايد در دستور كار قرار گيرد. ب) دسترسي عادلانه به فناوري اطلاعات و ارتباطات: بحث توسعه متوازن دسترسي به فناوري اطلاعات و ارتباطات براي تمامي دانش آموزان شهري و روستايي از جمله شاخصه هاي كليدي مورد توجه سازمانهاي جهاني است. شكاف ديجيتالي كه عمدتاً بين مدارس روستايي و شهري استانهاي خراسان به چشم مي خورد باعث گرديده دانش آموزان روستايي از نظر دسترسي به دانشها و ابزار فناوري اطلاعات بسيار ضعيف و با مشكلات فراواني مواجه شوند. توسعه سواد ديجيتالي در روستاها متأسفانه حتي در حاشيه نيز با بي اعتنايي، مواجه و فراموش گشته است. ج) نمازخانه: شور و شعور ديني و مذهبي دانش آموزان ايراني متأثر از نهادينه شدن فرهنگ نماز در بين آنان است. گرچه آمار روشن و واضحي از كمبود نمازخانه در مدارس استانهاي خراسان در دست نمي باشد، اما شواهد موجود، از ضعف ساختاري در اين حوزه حكايت دارد. د) كمبود سرانه ورزشي: متأسفانه برخي از ديدگاه ها موجب هدايت سرانه ورزشي محصلان روستايي به سمت دانش آموزان شهري شده است. بهانه هايي چون تعداد اندك دانش آموزان مدارس روستايي كه خلاف آن را اثبات نموده و همچنين انجام كارهاي سنگين كشاورزي توسط محصلان روستايي سبب شده تا حداقل نيازهاي سخت افزاري ورزشي نيز ناديده گرفته شود. ه)استقرار سيستم مديريت سلامت: احداث پايگاه هاي بهداشتي ويژه دانش آموزان روستا جداي از مركز بهداشت و درمان روستا با به كارگيري مربيان آموزش ديده و متخصص در علوم پزشكي و روان پزشكي بايد مورد توجه جدي مسؤولان قرار گيرد. با توجه به بافت روستاها و وجود بيماريهاي خاص اين جامعه و كمبودهاي ويتاميني اين دانش آموزان، نياز به اين مهم بيش از پيش احساس مي شود. ح) بهره گيري از شيوه هاي نوين تدريس: بنا به دلايل متعددي مي توان بسادگي به اجراي شيوه هاي سنتي آموزشي در مدارس روستايي پي برد. اكنون لزوم كتابهاي كمك آموزشي، افزايش كتابخانه هاي روستايي، اينترنت ياري، افزايش ميل و رغبت معلمان، دوره هاي عرضي و طولي ويژه معلمان روستا و... ضروري به نظر مي رسد. ح) تقويت تعامل بين روستانشينان و آموزش و پرورش: ايجاد حس مسؤوليت بين مردم و اهالي روستا و فعال نمودن انجمنهاي اوليا و مربيان در مدارس روستايي و تعامل مثبت و سازنده با آموزش و پرورش مي تواند از اقدامهاي خلاقانه ديگر در اين زمينه باشد.
* احمد فياض
|
|
|