تاريخ : جمعه 25 مرداد1387 ساعت: 11:47 قبل از ظهر
متن شعر از شاعره ی ارجمند نغمه مستشار نظامی
گفته بودند تو نمی آیی ، شک نکردم خودت قضاوت کن
حق من را که سالها اینجا ، منتظر بوده ام رعایت کن
گفته بودند : بین یارانت ، جای یک دختر دهاتی نیست
باشد آقا فقط همین یکبار ، چند لحظه قبول زحمت کن
دل من شور می زند آخر ، که مبادا دل شما تنگ است
درد دل هم نمی کنی با من ، لطف کن لااقل نصیحت کن
من همیشه به یادتان هستم ، پای شالی ، کنار گندم زار
اگر از این طرف گذر کردی ، با درختان باغ صحبت کن
پدرم گفته بود : بعد از من ، تو نگهبان باغ ها هستی
باید این سیب ها به او برسند ، منتظر باش و خوب دقت کن
در بهاری که می رسد از راه ، آخرین مرد می رسد ناگاه
دخترم منتظر بمان اینجا، جای من با امام بیعت کن

* احمد فياض
روزنامه قدس ۱۷/۵/۸۷ (خراسان امروز)
كشور پهناور ما، مهد لهجه ها و گويشهاست. لهجه شيرين مشهدي به صورت خاص همراه با ساير لهجه هاي خراسان با قدمتي كهن، گونه اي از همين گويشهاست كه در وسعتي به درازاي خراسان بزرگ از ديرباز خودنمايي كرده و زيرمجموعه اي از خرده لهجه هاي متنوع قرار گرفته است.
اين لهجه و گويش بخش عمده اي از فرهنگ و هويت تاريخي خراسان و مشهد را تشكيل و حفظ و نگهداري و پاسداري از آن نيز بر عهده تك تك شهروندان مشهدي است.
به نظر مي رسد رفته رفته موج منفي اي در بيان اين گويش به وجود آمده و تراژدي گريز از اين هويت تاريخي كليد خورده است.حقيقت تلخ و غيرقابل كتمان، كمرنگ شدن و افول اين لهجه است.نكته ظريف آنكه در ساير مناطق برخوردار از زبان و لهجه و گويشهاي متنوع در كشور عزيزمان چنين انفعالي را نديده و برعكس شاهد تعصب و همگرايي ستودني در به كارگيري زبان و يا لهجه به صورت قومي، هستيم.
اكنون اگر به عنوان يك مشهدي سفري به مناطق آذري زبان داشته باشيد همراهي يك مترجم امري اجتناب ناپذير است! همين عملكرد را مي توان در مناطق كرد زبان غرب كشور مشاهده كرد كه حتي به سختي با زبان فارسي گفتگو كرده و تعصب خاصي نسبت به بهره گيري از زبان خود دارند. در ميان لهجه ها نيز اصفهاني ها، يزدي ها، كاكوهاي شيرازي و رشتي ها متعهد و پايبند به بيان گويشي خود بوده كه مي تواند الگويي مناسب براي شهروندان مشهدي باشد.اكنون لهجه شيرين اصفهاني در رسانه ملي نه تنها ضد ارزش، بلكه ارزش شمرده مي شود و بسياري از برنامه هاي جذاب تلويزيوني با لهجه اصفهاني تهيه مي شود.مسؤولان و مديران كشوري و محلي اصفهاني بدون هيچ ابا و انفعالي به راحتي با گويش خود تكلم نموده و افتخار مي نمايند. اين شيوه بياني را نيز كم و بيش در ساير لهجه ها مي توان مشاهده نمود، اما مسؤولان خراساني تبار و مشهدي الاصل اعم از حوزه مديريت منطقه اي استان و يا در حوزه مديريتي كلان كشور تاكنون يك بار نيز با لهجه اصيل مشهدي اقدام به مصاحبه و يا گفتگو نكرده اند.
از رهگذر اين واگرايي و انفعال مشهديها، متأسفانه در برنامه هاي سراسري رسانه ملي شاهد جفاي مشهودي بر اين لهجه بوده، به گونه اي كه اغلب نقشهاي منفي با اين لهجه سخن مي گويند.نمي توان بر توليدكنندگان پايتخت نشين با وجود غفلت و بي تحركي مردم و مسؤولان مشهد ايراد گرفت، اما اين خرده بر دست اندركاران تهيه و تنظيم برنامه هاي راديو و تلويزيون شبكه خراسان وارد است كه چرا نقش آفريني هايي همراه با لهجه مشهدي چنين تصنعي و فارغ از جذابيت و شيريني هاي موجود در لهجه محاوره اي مشهديها تدوين مي گردد كه موجب عذاب و فرار شهروندان مشهدي مي شود؟ !آيا همان ظرافتها و جذابيتهاي رعايت شده در يك گويش اصفهاني نظير «قصه هاي مجيد» در برنامه هاي توليدي شبكه خراسان اعمال مي شود؟! جداي از پاسخ منفي به اين پرسش متأسفانه اجراي برنامه هاي راديو و تلويزيوني شبكه خراسان با گويش مشهدي در انحصار يك يا چند هنرمند قديمي است و گويا قحط الرجال هنري در ديار هنرمندان رخ داده كه چند هنرمند با سابقه براي توليدات سراسري رسانه ملي يك پاي در مركز و يك پاي در مشهد دارند ( هنرمندان پروازي!) تجربه نشان مي دهد در صورت اتكا و اعتماد به هنرمندان جوان بومي و دوري از انحصارطلبي با به كارگيري جوانان هنرمند كه كم نيز نبوده، شرايط رشد و تعالي و شكوفايي و استحكام برنامه هاي توليدي شبكه خراسان با محوريت تثبيت و ارتقاي لهجه مشهدي مهيا مي گردد.نبود حساسيت و وجود ركود گويشي كه حتي بعضاً با احساس شرم در بيان لهجه مشهدي همراه است در نهادهاي فرهنگي، هنري و دانشگاهي خراسان نيز به عنوان حافظان و متوليان ميراث فرهنگي استان! به گونه اي افراطي تر مشاهده مي شود.به عقيده نگارنده ضروري است متوليان عرصه فرهنگ و هنر در خراسان با مشاركت نويسندگان و به كارگيري همايشهاي تخصصي با حضور استادان و نخبگان زبان فارسي نسبت به حفظ، تقويت و گسترش مباني لهجه مشهدي اقدامها و راهكارهاي علمي و فرهنگي را مورد تجزيه و تحليل قرار داده و به صورت ميداني و عملي به منصه ظهور رسانند.
مقاله فوق بازخورد خوبی در سطح نخبگان عرصه فرهنگ ایجاد نمود که می توانید در ادامه مطلب به تعدادی از آنها دسترسی یابید
: ادامــه مــطــلــب :
تاريخ : سه شنبه 15 مرداد1387 ساعت: 1:41 بعد از ظهر


يك ماه از اجراي طرح ترافيك در محدوده بافت مركزي مشهد مي گذرد. با وجود موج گسترده نارضايتي شهروندان و انتقادهاي زائران، ظاهراً اجراي طرح مطابق با برنامه زمان بندي مصوب در دستور كار متوليان امر قرار گرفته است.
شايد اگر گزارش تهيه شده در گروه اجتماعي اخبار نيمروزي شبكه يك رسانه ملي حول اين موضوع و پخش انتقادهاي مسافران بارگاه ملكوتي حضرت ثامن الحجج(ع) از اجراي طرح نمي بود، اينك متهم به يك جانبه گرايي شده و در خصوص آثار مثبت طرح بايد قلم فرسايي مي نموديم. پرواضح و روشن است كه اعمال طرح ترافيك در اين محدوده مورد تأييد تمامي مجاوران و مسافران حرم مطهر مي باشد اما نوع تاكتيك اتخاذ شده در جهت حل معضل ترافيك در هسته مركزي، يعني محدوديت مطلق رفت و آمد خودروهاي شخصي است كه بسترساز نگرانيهاي مردم شده است.
از جمله معايب اجراي اين طرح مي توان به خدشه دار شدن قاعده «دسترسي به حق عمومي» كه همان كسب فيوضات معنوي و زيارت بارگاه ملكوتي حضرت ثامن الحجج(ع) و بهره گيري ديني و مذهبي مي باشد؛ اشاره نمود.
همچنين منع ورود تاكسي تلفني ها و تاكسيهاي موقت به محدوده اين طرح نيز از ديگر نقاط كوري مي باشد كه به چشم مي آيد و اين در حالي است كه از جمله اهداف عاليه اجراي اين طرح تشويق و ترغيب مردم به استفاده از ناوگان حمل و نقل عمومي ذكر شده است.
سؤال اصلي منتقدان اين طرح اين است كه: «آيا از اتخاذ چنين شيوه اي مي توان به عنوان كارآمدترين راه حل و به عبارتي منطقي ترين گام ياد نمود؟!»
چندي پيش رئيس راهنمايي و رانندگي مشهد در مصاحبه اي از اين طرح به عنوان «منطقي ترين گام» ياد كرد در حالي كه شواهد و قرائن متعدد حاكي از پاسخ منفي به اين اظهار نظر است و به عبارتي اتخاذ چنين تاكتيكي جهت اعمال استراتژي روان سازي تردد خودروها؛ منطقي ترين گام به نظر نمي رسد! جا دارد مسؤولان شهر مشهد با استفاده از تجارب دست اندركاران امر ترافيك در ديگر شهرها، پس از بررسي دقيق، اقدام به تصميم گيري در اين خصوص نمايند.
احمد فياض
تاريخ : چهارشنبه 9 مرداد1387 ساعت: 0:3 قبل از ظهر
منبع:سایت تابناک
مجيد مجيدي به ذکر خاطرهاي از اولين ديدار خود با رهبر معظم انقلاب پرداخت.
به گزارش «فردا» به نقل از ويژهنامه «تداوم آفتاب»، مجيد مجيدي از کارگردانان کشور در خاطره خود ميآورد: اولين ديدار من با آقا برميگردد به سال 70 و فيلم «بدوک». اين فيلم فيلم تلخي بايد ميبود. اين فيلم براي من منشا اتفاقاتي هم شد و البته مصداق بسيار خوبي است که تفاوت نگاه آقا را با مسئولان فرهنگي نظام براي شما عرض کنم. اين فيلم را به همراه جمعي از هنرمندان و مسئولان در جلسهاي که آقا حضور داشتند، ديديم. فيلم که تمام شد آقا به شدت برافروخته و ناراحت شد.
وي ادامه داد: اين عين عبارت آقاست: «اگر اين فيلم مبتني بر درام است که حرفي نيست؛ ولي اگر مبتني بر واقعيات است، من حرف دارم.» اقاي سيد مهدي شجاعي که نويسنده فيلمنامه بود، گفت: متاسفانه مبتني بر واقعيت است و اگر ميخواستيم همه آن را نشان دهيم، فيلم ظرفيت اين همه تلخي را نداشت و بعد مصداقهايي را هم آورديم. و باز اين عين عبارت آقاست که خطاب به مسئوليني که آنجا بودند، گفتند: «اگر چنين است چرا به ما نميگوييد، چرا به ما گزارش داده نميشود؟» با همين لحن. که بعدها از ما گزارش خواستند و ما هم گزارشهايمان را مکتوب کرديم و فرستاديم و اولين نتيجه آن، اين بود که کل مسئولان آن منطقه عوض شدند. ميخواهم نگاه و برخود آقا را تشريح کنم که ميدانند هنر متعهد و انقلابي آن است که در آن درد وجود داشته باشد تا مسئولين ببينند و در جهت رفع آنها برآيند.
در ادامه خبرنگار جام جم ميگويد: امام جملهاي هم دارند و ميگويند که هنر آن است که سياهيهاي جامعه را نشان دهد.
و مجيدي در پاسخ با بيان اينکه برخي معتقد بودند اين فيلم براي جشنوارهها ساخته شده با ماموريت نگاه غربي تاکيد ميکند: بله، ولي در برابر اين برخورد آقا، کساني که به دنبال نگاه سياسي بودند، اسم اين کار را گذاشتند سياهنمايي. همين آقاي کلهر که الان مشاور آقاي احمدينژاد هستند، براي اين فيلم نقدي نوشت که مضمون آن اين بود که فيلم به سفارش غربيها ساخته شده است.
بنا بر اين گزارش، خبرنگار ميگويد: در صورتي که پشت فيلم آدمهايي مثل سيد مهدي شجاعي و مجيد مجيدي که از بچههاي انقلاب هستند، ايستاده بودند.
که مجيد مجيدي در ادامه ميگويد: در حالي که وقتي خود آقا که معيار است، نميگويد آقا به چه حقي اين فيلم را ساختي، او که رهبر مملکت است و ميتوانند تکليف کنند که نبايد چنين فيلمي بسازي و پرونده کار را ببندند، اما چنين نگفتند. ولي ميدانيد که فيلم توسط وزير ارشاد وقت توقيف شد. نگذاشتند به جشنوارهها برود. فقط به کن رفت و رئيس جمهور وقت نامهاي 11 بندي خطاب به من و حوزه هنري نوشت و توضيح خواست. در بند اول اين نامه آمده بود که ما اين همه سد و سيلو در کشور ساختيم، اين همه آباداني، چرا راجع به اينها فيلم نساختيد؟ هجمههاي زيادي به من شد.
وي در ادامه در خصوص واکنش شهيد آويني به اين فيلم ميگويد: شهيد آويني در نمايش خصوصي فيلم را ديد. وقتي فيلم تمام شد آنقدر با سرعت از حوزه بيرون رفت که فکر کردم از فيلم بدش آمده است. اما ميخواست کسي اشکش را نبيند. بعد به من زنگ زد، رفتم پيشش و من را بغل کرد و بوسيد. شهيد آويني اولين مدافع اين فيلم بود و تنها حامي من او بود.
نامه رئيس جمهور وقت را بردم پيش سيد مرتضي. گفت: ول کن مجيد! تو فيلمتو ساختي. گفتم: بايد جواب بدهم، گفت: جواب هم ميدهيم با هم. يک روز مفصل به همراه او نشستيم و به اين نامه جواب داديم و در پاسخ به بند اول آن نوشتيم: شما در همه تاريخ ادبيات ايران در ميان آثار شعراي متعهد يک بيت شعر پيدا نميکنيد که درباره سد و سيلو و... باشد. يعني با زبان بيزباني گفتيم که قرار نيست مجيز گوي شما باشيم و اگر هم دفاع ميکنيم، از کليت اين انقلاب و اين کشور دفاع ميکنيم. هنر فرمايشي که خاصيت ندارد. وظيفه هنرمند هم اين نيست. ولي در برابر همه اين هجمهها آقا يک پيغامي به من دادند که اگر قرار باشد کسي انتقاد کند و به چالش بکشاند، همين شماها هستيد. و در مقابل هم ساختار مديريت فرهنگي کشور تا آنجا پيش رفت که 3 سال نگذاشتند من فيلم بسازم. بچههاي آسمان را 3 سال بود نوشته بودم و نميگذاشتند بسازم.