گلریزان اینترنتی(درج در ایرنا)
تاريخ : دوشنبه 26 آذر1386 ساعت: 0:27 قبل از ظهر
عيد قربان، جشن جان در عرفات عشق و تجلي همبستگي و رهايي از تعلقات و قرباني كردن هر چه غير خداست، بر تمامي مؤمنان موحد مبارك باد |
|
... |
|

كعبه به انتظار شانه هاي شما بي قراري مي كند!
روزنامه قدس-۲۸/۹/۸۶-ص آخر |
|
طنين گامهاي عارفانه شما اينك از سرزمين وحي بگوش مي رسد. پژواك صدايي كه سرزمين نور را دلربا كرده است. موسم حج گذشت.

مولا! شايد آن جاماندگان قافله حجاج مشتاقانه تر از خود حاجيان بگويند، آن جا كسي آمين گوي دعاي ماست ! مي توان در كعبه بود و در جستجوي يار نكوشيد؟! مي شود زمزم نوشيد و از چشمه زلال امامت سيراب نشد؟ ! مي توان آهنگ دويدن در صفا و مروه كرد بي آنكه دانسته باشيم گل نرگس نيز در آن روييده است؟ ! مي توان در «منا» قرباني كرد و خود، قرباني ولايت نشد؟هرگز! هرگز ! تصور مناجات عرفه بي شما بس گرانسخت است. عصر عرفه اي كه زمزمه دعايش از لبان مقدس امام زمانمان(عج) جاري مي گردد، موعود وصل ماست. كعبه سالهاست، به انتظار شانه هاي شما بي قراري مي كند! * احمد فياض |
گلریزان اینترنتی
ساقه های شکسته که یادتون هست! همونجا بود که نظر به نمونه های قبلی و مشابه آن ماجرا جرقه ای در ذهن ناتوان بنده ایجاد و برآن شدم تا مطلبی در مورد گلریزان اینترنتی نگارش نمایم. بخصوص که بانیان این شیوه نیز هنرمندان و اهالی قلم و رسانه و خبرنگاران و..... بودند. قبل از اینکه منافع معنوی این ابتکار مقدس به نفع دیگران رقم خورد طی مشورتی با استاد دژاکام این متن رو تنظیم کردم که تقدیم تمامی گمنامان ادب و هنر و قلم در مقوله گلریزان اینترنتی می نمایم. البته در ویرایش مطلب توسط دوستان ایرنا کمی وسواس بخرج داده شده و اسامی و یا حتی سایت رجانیوزی که نام برده ام حذف شده و در جاهایی نیز کمی مطلب کج و معوج شده است که به هرحال دست قربانی عزیز مدیریت پژوهشی ایرنا درد نکند و تشکر می نمایم.
احمد فیاض
درج در ایرنا/۲۵/۹/۸۶
http://www2.irna.ir/fa/news/view/line-9/8609257524093643.htm
تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۶/۰۹/۲۵
داخلي. اجتماعي. فرهنگي. گلريزان. عمومي
"گلريزان اينترنتي" گروهي از هنرمندان و فرهنگ دوستان عرصه قلم و هنر در فضاي مجازي اينترنت به ياري خانوادهاي آواره شتافت.
چندي پيش خانوادهاي به خاطر عدم توانايي در پرداخت اجاره بها در كنج خياباني ماوا گرفت و تعدادي از هنرمندان با "گلريزان اينترنتي" پس از آگاهي از اين جريان اين خانواده را ياري داد.
پس از اين كه عدهاي از هنرمندان، سري به وب سايت " ايران كارتون" وابسته به "خانه كاريكاتور ايران" زدند، تصاوير خانوادهاي آواره و مطلبي با عنوان " ساقههاي شكسته" را مشاهده كردند .
اين مشاهدات سرانجامي براي شكلگيري " گلريزان اينترنتي" شد.
در اين نوشته آمده بود: ما را كه از باغچه كوچهامان بيرون انداختند ، سهمي جز كنار كوچه وخيابان نداشتيم، سخت است كه صاحبخانه اي، اندك اثاثيه فرسوده خانهاي را بيرون بيندازد و بچههاي خانه را آواره كوچه و خيابان كند، اما پدر تواني براي كاركردن و حمايت نداشته باشد و دستهاي مادر كه از شدت رختشويي درد ميكند و اين بار نتواند كاري از پيش ببرد.
"نميدانم اگر نبود دست مهربان هنرمندي كه مرا به بيمارستان رساند و براي خانواده در هم شكستهام اطاقي در مسافرخانه گرفت قامتم ياراي استقامت داشت يا نه؟"
"به اين وسيله فرياد سبز در آسمان مجازي اينترنت طنين ميافكند و در تحقق مساعدت هوشمندانهاي به تكاپوي مقدسي روي ميآورند."
كمابيش همه ايرانيان با واژه و سنت حسنه "گلريزان" آشنا هستند. آنجا كه در امر خيري و كمك و مساعدت به نيازمندي آبرومند، چيدمان محفلي شكل ميگيرد و نيكو كاران به فراخور وسع مالي و اندوخته ريالي و ساير شيوههاي خداپسندانه از هرگونه مساعدتي دريغ نميورزند.
اما براي همگان، گلريزاني به سبك و سياق اينترنتي آن، واژهاي ناآشنا و غريب است. به ويژه كه بهصورت سنتي، گلريزان را نوعا با مشاركت اهالي ورزش و در گود زورخانه شناخته ايم.
رفته رفته در ساليان پس از انقلاب، گلريزان با شيوههاي متنوع ديگري نيز اجرا شده كه از آن جمله جشن گلريزان ستاد ديه و انجمن حمايت از زندانيان بدهكار،جشن گلريزان ستادبازسازي و تاسيس مدارس، جشن گلريزان خودجوش خيرين مساجد و هيات مذهبي جهت تامين مالي مسكن،درمان،ازدواج و جهيزيه نيازمندان آبرومند و ... را ميتوان به عنوان نمونه نام برد.
حال اين پديده از سوي اهالي هنر و فرهنگ با بهرهگيري از فضاي عاطفي و دنياي مجازي اينترنت، "گلريزان اينترنتي" نيز خلق كرده است.
مبتكران اين سنت نيك، نويسندگان و خبرنگاران متعهد كشور ميباشند كه با استفاده از فناوري اينترنت، فضايي را مانند گود زورخانهاي خلق كردهاند كه در آن عاطفه و نوعدوستي تجلي يابد.
در اين گلريزان پس از دريافت سيگنالهاي نياز توسط خانوادهاي محروم و مستضعف و مستمند، با انتقال شرح ماوقع حادثه و گذاشتن تصاويري با رعايت جوانب شرعي مانند حفظ آبروي افراد نيازمند در وب سايتها و يا وبلاگ ها، توسط ساير خوانندگان نيز پيوند روزانهشده و با رسانهايشدن آن زمينهو بستر لازم جهت ارسال كمكهاي مادي و معنوي فراهم ميشود.
اين گلريزان به جهت جلوگيري از سوء استفادههاي احتمالي از افراد نامي و معتبر هنري و فرهنگي شكل گرفته و آنان نقش ميان دار را در گود اينترنتي ايفا ميكنند.
در نخستين قدم، خبر از اسكان موقت اين خانواده سرگردان در آپارتماني ميدهند و ليستي از خيرين و نيكوكاران ياريدهنده نيز ارائه شدهاست و "ساقههاي شكسته ترميم شد".
ارسال خبر: ۰۹:۳۶ یکشنبه، ۲۵ آذر ۱۳۸۶
براي چهلمين روز هجرت آرش عرصه ادبيات قيصر امينپور!!(درج در ایرنا)
تاريخ : چهارشنبه 14 آذر1386 ساعت: 10:52 بعد از ظهر
تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۶/۰۹/۱۴
از: احمد فياض
در عين ناباوري چهل روز از آن صبح پاييزي تلخ ميگذرد. صبحي كه به جاي سرمستي زرد و نارنجيها، حرير سياه بر دوش افكنديم. صبحي كه باد پاييزياش آمده بود تا ما را برقصاند اما ناگه زوزه كشان سوگ و ماتم را بر "نيمكتهاي خماري" تحميل نمود و پريدن شكسته بالي را سرعت بخشيد.
برگي از شجره تنومند شعر متعهدانه كشور گسست و با سماعي عارفانه، آسمان فرهنگ و هنر كشور را درنورديد و در بوستان شعر و شاعري بر زمين آرام گرفت.
با شنيدن خبر كوچ ابدي قيصر امين پور شاعر شعر انقلابي "تنفس صبح"گاهي جامعه هنري مختل و بوستان شعر انقلاب به ناگه، خزان را در پيش روي ديد و سوگوار شكستن برگ "زرد ي" به نام "قيصر" گرديد. عاشقانهترين "وداع" با پيكر آن شاعر متعهد در خانه شعر ادبيات شكل گرفت. شانههاي سترگ پهلوانان ادبيات ايران زمين در سوگ" آرش عرصهي ادبيات"، چون زمين لرزهاي مهيب تكان خورد. شفيعي كدكني، عليرضاافتخاري، حسامالدين سراج، دكتر حبيبي، سهيل محمودي، فاطمه راكعي ومصطفي رحماندوست و... مابقي بزرگان پيدا و پنهان عرصهي هنر،هايهاي نداي حزن انگيز فراغ را سر داده و گريه و فغان ترجيع بند هر سخن و بياني شد.
در رثاي او "اندوه و دريغ" در نهاد "ولايت" بجهت شايستگي و تعهد "قيصر" پديدار شد و رياست جمهور از ضايعهاي براي ملت بزرگ ايران و جامعه ادبي سخن به ميان آورد. او "دردانه ادب و هنر" در پيام حداد عادل لقب گرفت و ستون تسليت جرايد، ماواي بزرگي و عظمت او شد.
اما دريغ! وقتي در كنجكاوي هايمان براي" قيصر" مرورگر خاطرهاي تلخ از دوستي هنرمند شده، چارهاي نداريم جز اينكه شرمناك چشم بر زمين بدوزيم تا بلكه نگاهمان با نگاه قيصر تلاقي نيابد!."فلاني: در آرشيو صدا و سيما هيچ فيلمي و صدايي از قيصر نيست ؟ كسي را نميشناسي كه فيلمي يا صدايي از قيصر داشته باشد كه بتوانيم براي امشب روي آنتن ببريم!؟" اين درخواست گزارشكري است كه نهايتا با راهنمايي همان دوست به آرشيو بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس ارجاع داده ميشود و يكي پس از ديگري از " پاركهاي آن حوالي" و .... حلقهاي فيلم از او كه قلت آن بار غربت او را مضاعف ميكند بر دامان گزارشكران مينشيند.
او با همان استعداد شگرف شاعرانه اش،"غربت" را به نيكي به نظم كشانده است.
"دلم خوش است به گلهاي باغ قالي ها/ كه چشم باران دارم زخشكسالي ها/ به باد حادثه بالم اگر شكست، چه باك!/ خوشا پريدن با اين شكسته بالي ها!....".
*****
بياد داريم كه اخيرا مقام معظم رهبري در جمع دولت مردان خواستار رفع مظلوميت از عرصهي فرهنگ و هنر شده و با ژرف نگري و بينش والاي خود توجه جامعه رسانهاي كشور را متوجه اين مهم نمودند. مقولهاي كه بنظر ميرسد در زير سايهي سياست و اقتصاد زدگي جامعه رفته رفته به فراموشي سپرده شده و غربت قيصر امين پور خود سندي گويا از اين مظلوميت به حساب ميايد.
از سوي ديگر رياست محترم جمهوري نيز در همايش هم انديشي هنرمندان بسيجي، جبهه ي اصلي را جبهه ي فرهنگ و هنر ناميد و از رسالت هنرمندان بعنوان نسيم رحمتي چون پيامبران ياد نمودند. بديهي اينكه مظلوميت فرهنگي هنگامي كه نه فقر فرهنگي بلكه غناي فرهنگي با پيشينهاي تاريخي-اسلامي را پشتوانه دارد، مذموم و ناپسند است.
چرا بايد بنا به گفته دكتر ولايتي در"رخوت خوديها و سوء نيت دشمنان"، مفاخران عرصه ي هنر و ادبيات نظير مولوي را با دستان خويش به ديگران اهدا نموده و منافع اين مصادره را در جيب غريبان نظاره گر باشيم؟! در حاليكه مولوي متعلق به ماست اما نفع معنوي و اقتصادي آن براي كشوري مانند تركيه رقم ميخورد و صرف بودن مزار آن شاعر نامي در خاك تركيه با افزايش ميزان حضور گردشگران به ويژه شخصيتهاي سياسي مانند وليعهد انگليس و ملكه اسپانيا مواجه ميشود. آخرين مثال نيز اعطاي لقب "عارف تركمن" به " ابوسعيد ابوالخير" به وسيله كشور تركمنستان است كه از وي بعنوان شاعر و عارف نامي تركمن ياد كردهاند!.
آيا سيد حسن حسيني را ميشناسيم؟! چه تضميني است كه در سالهاي آتي "قيصر" نيز همانند حسيني به فراموشي نرود؟
مگر اينها از اميران شعر جنگ و انقلاب و سرمايههاي ادبي ارزشمدار ما نبودند؟
آيا مظلوميت در عرصه فرهنگ اين مرز و بوم تا بدانجا پيش رفته كه اينك " نخبگان فرهنگي" اينچنين غريبانه در "مهندسي فرهنگ" منفعلانه ما، "نقاله"ي محفل دگران ميشوند؟! كافيست مقايسهاي گذرا در ميزان توليدات و مستندات ديداري، شنيداري و نوشتاري براي نخبگان ورزشي كشور (به ويژه اهالي فوتبال) و سهم نخبگان فرهنگي در اين عرصه داشته باشيم. شايد فقط سهم "حواشي" ورزشيون با سهم نخبگان فرهنگي ما برابري نمايد.
البته شايد!!
براستي سهم اصحاب هنر و ادب از رسانهها چقدر است؟! سهم بودجه ۴درصدي از كل بودجه كشور براي فرهنگ آنچنان خنده دار و مضحك جلوه مينمود كه با تلاش هيئت دولت و نمايندگان اين سهم به ۱۰درصد رسيد. حركتي كه گرچه لازم ولي هرگز بنظر كافي نميرسد و بودجه تنها بخشي از طرق رفع مظلوميت فرهنگ را تشكيل ميدهد.
يكي از كارآمدترين شيوهها تزريق روح فرهنگ و حاكميت جامع فرهنگ بر تمامي مديران عرصههاي مختلف و مديريت كشوري است. همانگونه كه افتخار تمامي مديران، بسيجي بودن آنان است ميتوان با رسوخ و عمق بخشيدن و ارتقاي بينش فرهنگي آنان نيز سدي ساخت كه چون فرهنگ بسيج موجب تقويت سياستهاي بازدارندگي ما در تقابل با ناتوي فرهنگي باشد.
نهادينه كردن فرهنگ، فارغ از تعلقات سياسي و جناحي بايد در زمره وظايف ذاتي مديران قرار گيرد حال آنكه پيش از اين گاه از فرهنگ تنها براي سكوي پرش به جهت تامين قدرت و ديگر مطامع بهره ميبردند كه ضروري است اين نگاه هر چه سريعتر اصلاح گردد.
پس شايسته است در تفكرات تجليلي و تكريمي خود نسبت به نخبگان فرهنگي جامعه خانه تكاني نموده و با اولويت بندي مناسب از تمامي جامعه نخبه كشور اعم از فرهنگي، ورزشي، سياسي و..... بصورت منطقي و عادلانه تكريم و تجليل به عمل آوريم و رهنمودهاي مقام معظم رهبري را آويزه گوش قرار دهيم.
فراموش نكنيم كه قيصر براي ما اوج بلنداي احساس، شعر و ادب انساني بود. او كهنه سرباز جبهه شعر انقلاب، عاشورا و دفاع مقدس بود.
دگرباره پيام تسليت رهبر معظم انقلاب را براي "قيصر" مرور مينماييم.
ايشان كه خود از شاعران مسلم و علاقمندان به ادبيات بوده و از هم نشيني و مجالست با شاعران بعنوان شيرينترين لحظات نام ميبرند، ميفرمايند:" از دست دادن او براي اينجانب و براي همه اصحاب شعر و ادب، خسارت بار است. او شاعري خلاق و برجسته بود و همچنان به سمت قلههاي اين هنر بزرگ پيش مي رفت. درگذشت او آرزوهايي را خاك كرد. او و دوستانش نخستين رويشهاي زيبا و مبارك انقلاب در عرصههاي شعر بودند و بخش مهمي از طراوت و جلوه اين بوستان، مرهون ظهور و رشد آن عزيز و ديگر دوستان همراه او است." پژوهش/۱۰۳۴
عکسهایی از اولین بارش برف مشهد
تاريخ : شنبه 10 آذر1386 ساعت: 10:53 قبل از ظهر
عکاس:احمد فیاض
برف آمد!
بقیه در ادامه عکس ها
: ادامــه مــطــلــب :
می دانم که آمده ای!
تاريخ : پنجشنبه 1 آذر1386 ساعت: 0:16 قبل از ظهر
ميلاد هشتمين امام همام، آيينه تمام نماي والاترين كمالات و كرامات، ولي نعمتمان حضرت علي بن موسي الرضا(ع) را به همه عاشقان حضرتش تبريك مي گوييم |
|
... |

|
| |
چاپ روزنامه قدس/ص آخر- ۱/۹/۸۶ - احمد فیاض
آب زنيد راه را، هين كه نگار مي رسد
مژده دهيد باغ را، بوي بهار مي رسد
راه دهيد يار را، آن مه ده چهار را
كز رخ نوربخش او، نور نثار مي رسد
مي دانم كه آمده اي! شاهدان حضور، گواهي مي دهند كه آمده اي! صحن و سراي ملكوتي ثامن الحجج(ع) كه جاي جاي آن آكنده از شميم ولايت مهدوي شده؛ اينك آياتي از حضور را زمزمه مي كند. نقاره هايش سرود جاودانه وصال را مي نوازند و گلدسته هايش مطلع عشق را مترنم شده اند. از مأذنه هاي حرم، «سلام علي آل ياسين» به گوش مي رسد و كبوتران حرمش، بال در بال هم پرواز را، در جوار شما و بر بام آشيان قدس و بهشت رضوي آغاز مي كنند! نسيم، عطر نرگس مي افشاند و پهنه آسمان، به نور سبز ولايت آذين گشته است. انوار طبيعت مدهوش نورالنور شده و خيمه گاه انتظار در حريم قدسي رضوي برپا گشته است.
آمده اي و دلهاي شيدايي به پاس حضورت در فرخنده ميلاد جد بزرگوارتان حضرت علي بن موسي الرضا(ع) و به شكرانه لحظه هاي شيرين وصال، جشن گرفته اند و از اين خوان كرم در محفل عرشي، توشه ها برمي گيرند. مناجات عارفانه «اللهم عجل لوليك الفرج» بر لبها و جاري اشك شوق در چشمها، حكايت دلهايي است كه آمده اند تا همسفران بهشتي شما لقب گيرند. مولا! گل لبخند شما بر مجاوران «معين الضعفا» طلوعي سبز هديه مي كند. گرچه مشهدالرضا(ع) با مضجع شريف هشتمين خورشيد ولايت هميشه رشك بهشت بوده است، اما اين روزها و شبها با حضور شما بالنده تر شده است.
مي دانم كه آمده اي! آمده اي تا تحفه معنوي ميلاد براي ما باشي اما دم مسيحايي ات ما را هديه اي بزرگ است. همان دمي كه روحمان را بيقرار و جسممان را پر تلاطم نموده و مشتمان را بر قبضه پنجره فولاد گره انداخته و نگاهمان را بر آيينه هاي دور ضريح خيره گردانيده است. اينك خيمه گاه انتظار، مرقد رضا(ع) را در خود جاي داده است و موج در موج حاجياني است كه در حج فقيرانه خود طوافي توأمان بر كعبه رضا(ع) و هم بر كعبه شما مي نمايند.
مي دانم كه آمده اي! و در آمدنت چشممان پر از مهر و آكنده از اشك شوق و دلهامان غرق شادي گشته كه شهر بهشت با رضا(ع) و مهدي(عج)، مصداق بهشت برين است.
آخرین نوشته ها
آرشيو وبلاگ