تبليغاتX
خنده نمکین خدا/یوسف زهراء
کاش دیدارتان نصیبمان می شد

تاريخ : پنجشنبه 30 فروردین1386 ساعت: 11:48 بعد از ظهر

 
 

عباسعلي سپاهي يونسي

به تنهايي خو مي كنم، اما به اين دوري و اندوه هرگز! و من سالهاي سال است دارم نبودن آن حضور مهربان را به تلخي حس مي كنم، چون درختي در سرماي خشك زمستان كه به انتظار آمدن بهار همه برفها و يخ بندانها را تحمل مي كند و چونان پرنده اي كوچك كه قفس را تحمل مي كند، به اميد آنكه روزي در آبي آسمان به پرواز در آيد و با آسمان يكي شود.
از دلتنگي هايم چه برايتان بنويسم؟ از انتظار اين سالها چه بنويسم؟ از اين نديدن ها چه بگويم؟ چه بگويم در حالي كه مي ترسم شكوه هايم شما را غمگين كند اي قديمي ترين مسافر اين كره خاكي.
شايد اگر نسيمي مي بودم آزادانه تر به جستجويتان بر مي خاستم، شايد اگر درختي بودم روزي سايه سارتان مي شدم. شايد اگر صخره اي بودم، روزي تكيه گاهتان مي شدم، اما حالا چه؟ حالا كه دلي شكسته و چشمي نمناكم و روزهايم را نبودنتان ابري كرده است، درست مثل عصرهاي غريب پاييز هر چند اين روزها بهار است و فصل گل و تماشا.


دلم تنگ است، كاش ديدارتان نصيبم مي شد و مي شكفتم؛ چون گلي كه بهار و آفتاب و باران را در كنار خود ديده است.
اين كلمات بي تاب مشتاقانه بر كاغذ ثبت مي شوند تا كمي از دلتنگي مرا تسكين دهند و من مي نويسم به اميد روزي كه از براي آمدنت بنويسم، روزي كه كلمات ذوق كنند و من بنويسم:
اي بهار مهربان آمدي! خوش آمدي.

  


|+| نويسنده :احمد فیاض |

سالنامه هنري خراسان و تمثال امام رضا «ع»

تاريخ : پنجشنبه 23 فروردین1386 ساعت: 10:44 قبل از ظهر

 
چاپ شده در کیهان مورخه ۲۳/۱/۸۶(با تشکر از دوست خوبم دژاکام)
 

مشهد- احمد فياض
طي ساليان اخير شمايل گرايي و نصب تصاوير ائمه اطهار«ع» بخصوص در ايام محرم و صفر رشد چشمگيري يافته بود كه البته مورد تائيد دين مبين اسلام نيز نيست و در فرهنگ و هنر ناب اسلامي نيز كمترين جايگاهي ندارد.
خوشبختانه با اطلاع رساني و همت مسئولان و دست اندركاران فرهنگي و ديني كشور امسال شاهد كاهش نسبي اينگونه بدعتها و خرافه هاي وارداتي بوديم كه اقدامات وزارت ارشاد و سازمان تبليغات اسلامي و ناجا در همين راستا ارزيابي مي شود. اما متأسفانه با اهمال و عدم نظارت جدي مسئولان محلي اداره ارشاد در استان خراسان رضوي (علي رغم بخشنامه هاي صادره و موج ايجاد شده در پرهيز از چاپ اينگونه تصاوير) سررسيد هنري خراسان(86) طي اقدامي نسنجيده و خطايي فاحش در تيراژ وسيعي اقدام به چاپ تمثالي منسوب به حضرت علي بن موسي الرضا«ع» در صفحات اوليه خود كرده كه با سياست هاي كلان مصوب فرهنگي نظام، در تضاد و مغايرت كامل است. بنابه توضيح وارده، اين عكس در سال 1279شمسي توسط سرلشكر تيمسار واثقي از روي روايات رسيده معتبر نقاشي شده است و شبيه ترين عكس به آن امام همام است. اين عكس هم اكنون در تالار تشريفات آستان قدس نصب و در پشت پرده نگهداري مي شود و در روزهاي خاصي پرده برداري مي شود.
صرف نظر از اين كه تصوير موجود هيچ اصالتي ندارد و معلوم نيست چه مقدار شباهت وجود داشته باشد، اين امر مي تواند به حريم امامت آسيب رسانده و تأثيرات مخربي را به لحاظ اعتقادي و معنوي درپي داشته باشد. شايد باتوجه به پسوند هنري بودن اين سالنامه، جنبه هنري آن مدنظر باشد، اما قطعاً همانگونه كه اذعان شده در پس پرده بودن تصوير براساس مصلحت هايي صورت مي پذيرد. درثاني تأكيد بر «شبيه ترين عكس» نيز قابل قبول نيست كه متأسفانه با اصرار در متن لحاظ شده است. اين در حالي است كه هنرمندان بصري ايراني در طول دوره اسلامي برخلاف هنر بعضي از اديان كه بر مبناي نمود بخشيدن به صورت و جسمانيت انساني است، هنر تجويدي- تزئيني و نمادين را بوجود آورده اند و در اين قلمرو بيشترين توفيق را داشته اند. شايد يكي از مهم ترين دلايل اين ويژگي در هنر ايران، در حقيقت، روح اسلام و آداب معنوي آن است كه طبع و ابعاد معنوي هنرمندان را به اين سمت شكل داده است. به بياني ديگر، روند خلق آثار هنري ايران، بيشتر در چارچوب ارزشها، سنتها و مفاهيم دروني هنرمند شكل گرفته است. هنرمندان تمايل داشته اند در حد امكان با نگاهي معنوي، بخشي از «صورت نوعي(Archetype) » موضوع را نمايش دهند تا صورت موجود در طبيعت كه با چشم سر ديده مي شود. اين نگاه معنوي همواره در طول تاريخ هنر ايران به صورتهاي گوناگوني نمايان شده است.
با نگاه به تاريخ تصويرگري ديني ايران، مشاهده خواهيم كرد كه در تصويرنگاريهاي واقعي هم از موضوعات مذهبي كه در نسخ خطي، كار شده است احساس زميني بودن در آنها چندان ملموس نيست. با نگاهي بر آثار مصوري از چهره پيامبر اسلام«ص» و ائمه«ع» در اواخر دوره تيموري، دوره صفويه و تا حدودي دوره قاجار در خواهيم يافت كه چهره ها و حتي پيكره ها در قالبي نمادين و با ظرافتي خاص به دور از هرگونه جسمانيت و زميني بودن، كار شده اند. در بيشتر اين آثار، هنرمندان از نشان دادن چهره ها امتناع كرده و صورت را درپس نقابي پنهان و در پشت سر آنها با قراردادن هاله اي از نور كه به جانب بالا در تلألو است، آنها را نسبت به ديگر صورت ها تمايز بخشيده است. شايد يكي از عللي كه هنرمند از نشان دادن چهره ها سرباز مي زند، اين باور است كه ارائه دادن چهره ظاهري، جايگزين صورت معنوي و آسماني اي كه هركسي در قوه متخيله خويش از معصومين ساخته، نشود. وقتي شمايل امام معصوم را در چارچوب تصويري زميني قرار داده، صور معنوي ذهن ها فرو مي ريزد و تصويري زميني در قالبي محدود جاي آن را مي گيرد. لذا وجه تخريبي اين تصوير به مراتب بيشتر از وجه هنري آن است. آثاري مانند عصر عاشورا ازاستاد فرشچيان نمونه فاخر هنر تصويرگري ايرانيان است كه نيازهاي معنوي و دروني علاقه مندان به اينگونه آثار را مي تواند اشباع كند.
ضروري است تا مسئولان محترم اداره ارشاد خراسان و متوليان سررسيد هنري خراسان هرچه سريعتر اقدام به فراخواني و جمع آوري و اصلاح آن كرده و سالنامه اي ديگر را اهدا كنند. هرچند كه انتظار مي رفت دست اندركاران سالنامه فوق با داشتن سابقه 22ساله در اين خصوص از صاحب نظران و كارشناسان نظرسنجي كرده و سپس اقدام به چاپ مي كردند.

 

|+| نويسنده :احمد فیاض |

آخرین نوشته ها
مدارس شاد! گمشده نظام آموزشی
ویژه سردار سرلشکر شهید شوشتری

از ماست که برماست!
غنی سازی محصولات غذایی با....!
طنز:خاطرات یک مرده از نظام بانکی!!!
پاسخی ساده بر سئوال مهم رای دهندگان به میرحسین موسوی پس از انقلاب 22 خرداد 88!
دوبس دوبس سید!
آجرك الله يا صاحب الزمان
پلشتی های شهر من!
آرشيو وبلاگ
آبان 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385