تاريخ : سه شنبه 14 آذر1385 ساعت: 11:2 بعد از ظهر
با تشكر از افسانه خانم كه زحمت تمامي عكس رو كشيدند
تاريخ : دوشنبه 6 آذر1385 ساعت: 9:27 بعد از ظهر
السلام عليک ايها الامام الرئوف
آن گاه كه درهاى آسمان گشوده شد و پرتوى از نور رخشان امامت بر زمين تابيد، مژده اى شادي بخش، دلهاى زمينيان را فراگرفت وتاريكناى سلطه گرى وهواپرستى، با زايش رهبرى ربّانى ورهاننده، به رسوايى افتاد.
يازدهم ذى القعده سال 148 هجرى كه امام رئوف ما زاده شد، وعلى بن موسى الرضا عليه السلام به عنوان سرچشمه اى از نيكى ومهربانى وهدايت رخ نمود، پناهگاهى پديد آمد كه خدا پرستان را در خود گرد آورد.
زاد روز آن رهبر هشتمين بر شيفتگان حضرتش خجسته باد.
|
* طيبه مروت ن و القلم و مايسطرون سوگند به عشق، سوگند به قلم، سوگند به قلمي كه با عشق نوشتن را براي تو آغاز كرد و سطرسطر اوراق جود را با چكامه و سروش مهر تو درآميخت. سوگند به نام تو، كه «رضا»ي حق، «رضا»ي توست و علوش تعالي روح. سوگند به بزرگي تو و پدران گرامي ات كه در «الست» سرود دلدادگي را در ركاب ولايتتان سرداديم، تا جانمان، جان گيرد از يادتان و هستي مان رونق از وصال كرامتتان.
 والفجر سوگند به سپيده دم، آنگاه كه زاده شدي و نداي سبحان ا... تو با هلهله عاشقانه افلاكيان درآميخت. وليال عشر سوگند به شبهاي دهگانه اي كه باران رحمت ذات اقدس الهي، ميهمانان بارگاهت را خشنود مي سازد. به آن هنگام كه «معصومه» اي براي «رضا»ي تو زاده شد.
«والشمس و الضحيها» سوگند به خورشيد و تابندگي اش! كه ذره ذره وجودمان چون زنجيره اي ناگسستني به او پيوند خورده است و خدا كند كه لحظه اي گرماي مهرباني اش را از ما دريغ نكند كه اگر چنين شود، مسطور سياهي شب خواهيم شد.
«والنهار اذا تجلي»
؛ سوگند به روز، آن هنگام كه تجلي كند و او متجلي مي شود در لحظه لحظه شبهايي كه ظلمت مان سازنده آن بود و باز هم رأفت اوست كه راضي مان مي كند؛ «و لسوف يرضي»
لااقسم بهذاالبلد و سوگند به اين شهر مقدس! كه عرشيان بر خاك نشينان آن غبطه مي خورند! سوگند به سرزميني كه «مشهد» تو شد، سوگند به خاكي كه چون پذيراي تو گشت، «ارض اقدس» شد منزلگاه بهشتيان. سوگند به سرزمين خورشيد، به آن هنگام كه در آن درخشيد و سوگند به منزلگه آفتاب آنگاه كه شعاع نورش، شعاع شور و عشق شد براي واژه هاي زميني مان و هستي ما مبارك شد به تبريك آسمانيان كه «هست»مان از «هست» او شد و قدومش بر ديدگانمان و خاك پايش توتياي چشمان ما. و انوار وجودش طراوتي دوباره بخشيد به انديشه هايمان تا برخيزد، وضو سازد و بنگارد براي اويي كه همه ما را شاعر عاشقانه هاي ولايي اش ساخت.
كليك كنيد:(مدح امام رضا)
http://www.aviny.com/Voice/Madiheh/emam_reza/karimi_04.wma
|
|
|