تاريخ : شنبه 31 تیر1385 ساعت: 10:1 بعد از ظهر

روزي همراه با دوستي در صحراي موجاوه قدم مي زديم كه چيزي را ديديم در افق مي درخشد.
هر چند راهمان سمت ديگر بود، اما مسيرمان را عوض كرديم تا ببينيم آن درخشش از چيست.
به زحمت و مدت زيادي در زير آفتابي كه مدام گرمتر مي شد، راه رفتيم و تنها هنگامي كه به
آن رسيديم، فهميديم چيست.
يك بطري خالي!!
![]()
خسته و عصبي قصد برگشت كرديم، ولي چون هم توان نداشتيم و هم صحرا بسيار گرمتر شده
بود، تصميم گرفتيم قيد مسير اولمان را بزنيم.
با خودم فكر كردم: چندبار به خاطر درخشش كاذب در
راهي ديگر، از پيمودن راه خود بازمانده ايم؟!!!!!!
« پائولو كو ئيلو »

تاريخ : شنبه 31 تیر1385 ساعت: 9:54 بعد از ظهر
هر روز صبح غزالي در آفريقا بيدار مي شود!
او نيك مي داند كه بايد تندتر از سريعترين شير بدود تا اسير او نشود!
هر روز صبح شيري در بيشه هاي آفريقا بيدار مي شود!
او نيك مي داند كه بايد سريعتر از غزال بدود تا از گرسنگي نميرد!
مهم نيست كه شير هستيد يا غزال!
بهتر است با طلوع خورشيد، دويدن را آغاز كنيد!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تاريخ : شنبه 31 تیر1385 ساعت: 9:45 بعد از ظهر

مردي زير رگبار باران در روستاي كوچكي راه

مي رفت كه ديد خانه اي در آتش مي سوزد.
وقتي به آن نزديك شد، مردي را ديد كه در محاصره شعله ها، در وسط اتاق نشيمن نشسته بود.

رهگذر فرياد زد:« هي خانه ات آتش گرفته!!

مرد پاسخ داد:« مي دانم!!

رهگذر متعجبانه پرسيد: خب! پس چرا بيرون نمي آيي؟
مرد پاسخ داد:« چون باران مي آيد.
مادرم هميشه مي گفت:
« اگر در باران بيرون بروم، ممكن است سرما بخورم!!!»
مكتوب اثر پائولو كوئيلو






تاريخ : پنجشنبه 29 تیر1385 ساعت: 2:49 بعد از ظهر



بيا كه تنها دلخوشي منتظران تو هنگام دلتنگي ياد تو و
زمزمه دعاي فرج است، هر جمعه به انتظارت
نشسته ايم تا بيايي و من براي آمدنت دفتري از
انتظار
گشوده ام! دنيا پر از نامردي است. مي دانم تو از من
مشتاق تر و بيتاب تري براي ظهور و من مانند هميشه
دعايت مي كنم
آن سفر كرده كه صد قافله دل همراه اوست
هر كجا هست خدايا به سلامت دارش



تاريخ : پنجشنبه 29 تیر1385 ساعت: 2:31 بعد از ظهر
در دو جبهه
در هنگام جنگ جهاني دوم، روز
يكي ازدوستان مارشال مونتگمري
به او اطلاع داد كه يكي از ژنرال
هاي پير آمريكايي كه در يكي از
جبهه هاي شما مي جنگد، به تازگي
با دختري جوان ازدواج كرده است.
مونتگمري كمي فكر كرد، سپس
گفت: بيچاره از امروز مجبور است
در دو جبهه بجنگد!
تاريخ : چهارشنبه 28 تیر1385 ساعت: 2:23 قبل از ظهر

شرايط تماس با شبكه ملكوتي خدا

عرش الهي مركز بي نهايت شماره اي اتصال با آفريده ها است. هر
كسي از هر جا و هر زمان و به هر زبان مي تواند با اين مركز، گفتگو
كند. بي آنكه خطي روي خطي بيفتد. خدا در مركز ملكوتي دعا، هر
لحظه آماده دريافت پيام «نياز» است. هفده ركعت نماز در پنج
نوبت، كد تماس با خداست كه در عدد
«17-24434» خلاصه ميگردد

كسي كه روزي پنج مرتبه با او تكلم مي كند، از تنهايي در مي آيد،
كليم خدا
مي شود و احساس بي پناهي نمي كند. خدا كه آن سوي خط
تماس

است، دوست دارد در خوشي ها هم سراغ از او بگيريم، نه فقط
وقتي كه
گرفتار مي شويم و به دردسرمي افتيم. بي معرفتي است كه
وقتي « مضطر» مي شويم از اورژانس« دعا» استمداد

كنيم و انتظار كمك فوري
داشته باشيم. او هميشه گوش به زنگ ماست. مائيم كه گاهي

حوصله حرف زدن با او را نداريم. يا تماس و دعوت او را
بي جواب مي گذاريم. شيطان
سعي مي كند در جبهه معنوي، رابطه ما با خدا را
قيچي كند، يا روي 
خط نيايش« پارازيت ريا » بيندازد. مكالمه ما با مركز،
نبايد قطع و وصل شود يا صداي خش خش داشته باشد! بايد
« ديش » رحمت گير را بر بام بلند نيايش
نصب كنيم و دريافت كننده دل را روي طول موج
« اجابت » تنظيم كنيم، تا صداي استجابت دعا به گوش دلمان
برسد.
اگر«امن يجيب » كه رمز اجابت
است نتوانست خط ما را با خدا مرتبط سازد، بايد
ديد كدام گناه و غفلت
موجب قطع تماس شده است؟ گاهي قساوت دل
و غذاهاي حرام و دوستان بد، در سيستم ارتباطي ما با خدا اختلال

ايجاد مي كنند و خطوط تماس را مي پوسانند و صدايمان
بخدا نمي رسد.
براي وصل مجدد خط، هم پرداخت هزينه لازم است
و هم تعهد!!
هزينه اش توبه و استغفار و اصلاح و عمل صالح
است، تعهدش هم آن است
كه قول بدهيم از حلم، صبر و ستاريت خدا سوء
استفاده نكنيم، و الا هميشه
در معرض خطر اختلال و قطع ارتباطيم!
گاهي تنها يك « يارب » خالصانه، يك آه برخاسته از
دل، يك قطره اشك
ندامت، يك دل شكسته و يك توسل بي ريا، ما را
به خدا وصل مي كند. پيش
شماره ارتباط با خدا، حمد و ثناء و صلوات است.

اگر محبت و معرفت « اهل
بيت » را داشته باشيم« آل محمد » به ما خط مي
دهند، آن گاه مي توانيم
با چهارده خط مستقيم با خدا مرتبط شويم.«
ولايت » تلفن همراه براي تماس ملكوتي خداست. حيف است كه در جهان
ارتباطات، با خدا و رسول و اهل بيت، رابطه نداشته باشيم.

تاريخ : شنبه 24 تیر1385 ساعت: 7:8 بعد از ظهر
داستان كوتاه 





تاريخ : پنجشنبه 22 تیر1385 ساعت: 6:13 بعد از ظهر




مادر روزت مبارک
(احمد)

مادر دوستت دارم